کریم فکور / گل مریم

 

کریم فکور / گل مریم
گل مریم سر راه تو پرپرکردم
ندانستم قسم‌های تو باور کردم
به یادم، به یادم آمد آن شب در سکوتِ صحرا
تو بودی و من و مهتاب و عطر گلها
رهـــا بود ز غم‌ها دل مــــا
رفتی و شد فنا، آن رؤیا در دلم شد بی تو، هنگامه برپا
در انتظارت عمرم هدرشد نفرین بر این دنیا
گل مریم سر راه تو پرپرکردم
ندانستم قسم‌های تو باور کردم
به یادم ، به یادم آمد آن شب در سکوتِ صحرا
تو بودی و من و مهتاب و عطر گلها
رهـــا بود ز غم‌ها دل مــــا
رفتی و شد فنا، آن رؤیا در دلم شد بی تو، هنگامه برپا
در انتظارت عمرم هدرشد نفرین بر این دنیــا
گل مریم سر راه تو پرپرکردم
ندانستم قسم‌های تو باور کردم
خواننده: گیتی  از کریم فکور 

کریم فکور :  چه شبی چه مهی چه هوایی

کریم فکور :

چه شبی چه مهی چه هوایی
چه شبی چه مهی چه هوایی
چه هوای خوشی چه صفایی
همه جا ز طرب شده غوغا
چه خوش آن که تو هم به درآیی
چه شکوهی چه غروری
چه نشاطی ، چه نشاطی چه سروری
تو بیا بنشین به سرایم
که نوای طرب بسرایم
نخورم در این ، شب رویایی
غم مهجوری ، غم تنهایی
که پر از می باشد جامم
که بود دنیا بر کامم
دنیا شد بر کامم
چه شبی چه مهی چه هوایی
چه هوای خوشی چه صفایی
همه جا ز طرب شده غوغا
چه خوش آن که تو هم به درآیی
یارب گویم شکرِ تو را
قلب ما باصفا ، شد
بزمی شوق آفرین ،
جشنی خرم به پا شد
بزمی شوق آفرین ،
جشنی خرم به پا شد
دل باصفا شد
جشنی به پا شد
دل باصفا شد
چه شبی چه مهی چه هوایی
چه هوای خوشی چه صفایی
همه جا ز طرب شده غوغا
چه خوش آن که تو هم به درآیی
چه شکوهی چه غروری
چه نشاطی ، چه نشاطی چه سروری
تو بیا بنشین به سرایم
که نوای طرب بسرایم
تو بیا بنشین به سرایم
که نوای طرب بسرایم


از کریم فکور آهنگساز همایون خرم

خواننده: پروین

امشب در سر شوری دارم  امشب در دل نــوری دارم

اوج آسمان
امشب در سر شوری دارم  امشب در دل نــوری دارم
باز امشب در اوج آسـمانم  رازی بـاشـــد بـا ستارگانم
امشب یک سر شوق وشورم  از ایـن عــالــم گــویــی دورم
از شـادی پـر گـیرم کـه رسـم بـه فلک
سرود هستی خوانم در بر حور و ملک
در آسمان‌ها غوغا فکنم  سبو بریزم ساغر شکنم
امشب یک سر شوق وشورم  از ایـن عــالــم گــویــی دورم
با ماه و پـرویـن سخنی گویم  وز روی مه خـود اثـری جویـم
جان یابم زین شبها  می کاهم از غمها
مـاه و زهـره را بــه طـرب آرم  از خود بی خبرم ز شعف دارم
نغمه‌ای بر لب ها  نغمه‌ای بر لب ها
امشب یک سر شوق وشورم  از ایـن عــالــم گــویــی دورم
امشب در سر شوری دارم  امشب در دل نــوری دارم
باز امشب در اوج آسـمانم  رازی بـاشـــد بـا ستارگانم
امشب یک سر شوق وشورم  از ایـن عــالــم گــویــی دورم

کریم فکور :  الهه ناز

کریم فکور :

الهه ناز
باز… ای الهه ناز  با دل من بســـاز
کین غم جانگداز  برود ز برم
گـــر… دل من نیاسود  از گناه تو بود
بیا تا ز سر گنهت گذرم
باز… می‌کنم دست یاری، بسویت، دراز ،
بیا تا غم خود را، با راز و نیاز ـ زخاطر ببرم
گر… نکند تیرخشمت، دلم را، هدف ،
بخدا همچون مرغ پرشور و شعف، بسویت بپرم
آنکه او به غمت دل بندد چون من کیست…
ناز تو، بیش از این بهر چیست
 تو الهه نازی، در بزمم، بنشین
من تورا وفادارم،  بیا که جز این، نباشد هنرم
این همه بی وفایی، ندارد، ثمر
بخدا اگر از من، نگیری، خبر نیابی اثرم